روزهای پاییزی
سلام عزیزم.این روزها حسابی سرمون به مدرسه و کلاس ها گرمه وقتمون هم کمه به همین دلیل نشدوبلاگت رو آپ کنیم.الانم شما مدرسه هستی ومن اومدم تااز ده روزاول مهربرات بگم.بعدازخوردن داروهاشما حالت خوب شد وروزپنجم مهررفتی مدرسه.کلاس پریمردوزبان هم شروع شد.ولی تیچرت عوض شده بود.اصلادوست نداشتی بری .من انقددیگه باهات حرف زدم که نباید به چیزی عادت کنی.تا اینکه جلسه دوم رفتی و با خوشحالی اومدی.بماندکه من چقدحرص خوردم وبرات صلوات نذرکردم .باشگاه ژیمناستیکت هم ادامه داره.وداری تلاش میکنی که پاهاتو صدو هشتادبازکنی.ایشالله که به همه ی اهدافت برسی.چون خیلی این روزهاخسته ...
نویسنده :
*مامان فرزانه*
11:16








